الشيخ المنتظري

328

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

كسى نزنيد ، حرف بدى به كسى نزنيد ، بر فرض كسى مجرم باشد ، خائن باشد ، خائن را دادگاه عدالت بايد محاكمه كند ، و مطابق اسلام حكم صادر كند ; اگر مأمور بازداشت كسى شديد ، مواظب باشيد به او توهين نكنيد ، او را كتك نزنيد ، كوچكترين عمل ما در قيامت مورد حساب قرار مى گيرد ، مردم با ديدن روش شما بايد به اسلام اقبال كنند و علاقه مند به اسلام شوند ، نه اين كه رفتار شما براى آنها يادآور پاسبانهاى رژيم سابق باشد ، كار شما بسيار حساس و ظريف است بنابراين مواظب باشيد . « بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ ، لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ » ( به حق با شما سخن مى گويم ، وسائل عبرت و بيدارى علناً با شما صحبت مى كنند . ) اين قبرستانها ، تاريخ پادشاهان ، طواغيت و گردنكشان ، علما و بزرگان ، همه ، هم خوبها و هم بدها ، حوادثى كه هر روز اتفاق مى افتد و ما با چشمان خود مى بينيم ، همه وسيله بيدارى و عبرت ما هستند ، اينها با ما علناً سخن مى گويند . « وَزُجِرْتُمْ بِمَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ » ( و نسبت به كارهاى زشت نهى شده ايد . ) « زجر » به معناى بازداشتن است ، « مزدجر » اصلش « مزتجر » بوده ، از باب افتعال ، در باب افتعال اگر فاءالفعل « ز » باشد « ت » افتعال قلب به « د » مىشود . حضرت مى فرمايد : تا آن اندازه كه كافى باشد براى بازداشتن شما از كارهاى زشت ، از طرف خدا تذكّر داده شده ، و شما را از طغيان و سركشى و شيطنت باز داشته اند . « وَمَايُبَلِّغُ عَنِ اللَّهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّماءِ إِلاَّ الْبَشَرُ » ( بعد از رسولان آسمانى - ملائكه - كسى تبليغ حكم خدا نمى كند مگر بشر . ) كسانى كه لياقت و استعداد دريافت وحى را داشته باشند ، و در اثر استعداد ذاتى و كمال ذاتى قدرت پذيرش وحى را داشته باشند ، ملائكة الله با آنها تماس مى گيرند